تاریخ دریافت: 1/8/1391 تاریخ پذیرش: 14/11/1391

مقدمه

یکی از نتایج تغ ییرات دگرگون ی در الگوی بی مـاری هـا، شیوع بیماری های مـزمن از جملـه دیابـت اسـت (1). دیابـتشایع ترین بیماری مزمن در سراسر دنیاسـت (2) و مـدیریت وکنترل آن نیازمند ارایه خدمات جـامع و فراگیـر توسـط افـرادحرفهای است (3). دیابت تهد یـد فز آی نـدهای بـرای سـلامتجهانی محسوب می شود بـه طـوری کـه سـازمان بهداشـت
جهانی (1993) تمام ی کشورها ی جهان را به مبـارزه بـا ایـ ن بیماری مزمن فراخوانده است (4). علـی رغـم پیـشرفت هـایبی شمار در تشخیص و درمان دیابت نوع 2، کنتـرل مطلـوباین بیماری و زندگی با دیابت چالـشی عمـده بـرای بیمـارانمبتلا به شمار می رود (5). باورهـا و آگـاهی دربـاره دیابـت از طریق ارتقا ی تبعیت از رژیم درمانی و نگرش مثبت نسبت بهبیماری بر مدیریت و کنترل آن تأثیرگذار است . عواملی ماننـدباورهای مرتبط با سلامت، سواد سلامت و نگرش، از فرهنگجوامع تأثیر می پذیرد. اگر جامعـه را بـه عنـوان یـک کلیـت،دایره ای با بخش های مختلف در نظر بگیریم که هر بخش آن قـسمتی از نیازهـا، ارزش هـا و هنجـار مـرتبط را در برگیـرد، آموزش یکی از این بخشها به شمار می رود که خود می تواند از باورها و آگاهی افراد را به عنوان زیرساخت آن مطرح نمـود (6). به منظور حصول به این نتایج به کارگیری استراتژی مؤثر در این راستا اثربخش خواهد بود (2). مطالعات مبتنی بر جامعه مطرح نمود هاند که استراتژی های طراحی شده ممکـن اسـتبتواند پیامدهای این بیماری را بهبود بخشد. با توجه به این که حمایت درک شده و توانمندسازی افراد مبتلا به دیابت هـستهمرکزی مراقبت در این بیماری مزمن است (7). مضاف بر اینعوامل متعددی به عنوان چالش در فعالیت های روزمـره ایـنبیماری اثرگذار شناخته شده اسـت (8و9). مواجهـه روزانـه بـاچالشهای خودمراقبتی بـرای سـال هـای متمـادی بـر رفـاهبیماران اثرگذار است و حتی می تواند مـی توانـد یـک سـری ازعلایم روانی را ایجاد کند (9و10).
به منظور بهبود تبعیـت از درمـان بیمـاران مبـتلا بـهدیابت باید بر موانع پیش رو غلبه نمایند (11و12). با توجه بهاین که لازمه کنترل مؤثر دیابت نوع 2 توجه بـه ابعـاد همـهجانبه زندگی با دیابت است، تمرکز بر آگاهی و بـاور بیمـارانمی تواند نقش کلیدی در تبعیت از رژیـم پیـشنهادی درمـانمنحصراً برای هر بیمار داشته باشد (13). در نتیجه مـدیریتدیابت موفق ، هم ارا یه دهنده خـدمت و مـراقبین غیررسـمی این مورد را در بیمار دچار مشکل تبعیت از درمان بـه راحتـیتشخیص می دهند. در این راستا مطالعـهCampos نـشانداد که افراد هیسپانیک به عنـوان قـشری از جامعـه ایـالاتمتحده که بر طبق مطالعات، 91% آنهـا بـا مفهـوم آگـاهیHbA1C به عنوان شاخص کنترل دیابت آشنایی نداشـتند واطلاعات بسیار محدودی در مورد دیابت نوع 2 با توجـه بـهشیوع آن در جامعهشان داشـتند کنتـرل نـامطلوب دیابـت وتبعیت نامطلوب این بیماری را گزارش نمودند (14).
ابعاد مختلف زندگی با دیابت باید توسط افراد مبـتلا درک شوند و نگرانیهای بی شمار و موجـود ناشـی از ایـنبیماری مورد توجه قرار گیرد (9). با توجه به لزوم برطـرفنمودن ایـن موانـع، ارزیـابی بیمـاران در ایـن زمینـههـ ا وشناسایی آنها در این دسته بیماران بسیار مهم و ضـروریاست. باورهای سلامتی، نگرشها و موانع تبعیت از درمـانبایــد بــرای قادرســازی بیمــاران در دســ تیابی آن هــا بــه اهداف شان مدنظر باشد (15).
رویکرد توانمندسازی دیابت با سه جزء کلیدی آن لـزومتوجه و تمرکز بر موارد فوق را بیشتر نمایان می سازد که عبـارتاز موارد زیر می باشد: 1) واقعیت دیابت این اسـت کـه بیـشتر از95% مراقبت دیابت توسط بیمار انجام می شود و بنابراین بیماری دیابت و تصمیم گیری در مورد درمـان روزمـره در کنتـرل خـودبیمار است ، 2) رسالت اولیه تیم بهداشتی درمـانی، مهیـا کـردنتجربه، آموزش و حمایت روانی در مورد بیمـاری دیابـت اسـتبنابراین بیماران می توانند آگاهانه درباره رفتارهای خودمـدیریتیروزمره تصمیمگیری نمای ند و 3) افراد تـصمیمات و تغییراتـی راکه شخصاً در آن دخیل هستند می پذیرند به دلیـل ایـن کـه بـاتوجه به سبک زندگی خود آنها را اتخاذ نمودهاند (15). این سهجزء کلیدی رویکرد توانمندسازی نشان دهنده این مهم است کهبیماران باید به قدری بر ابعاد مختلف جسمی، روانی و اجتمـاعیدیابت اشراف داشته باشند تا بر موانع مرتبط فائق آینـد. بخـشعمدهای از این توانمندسازی با آموزش دیابت بـا رویکـرد همـهجانبه مهیا می شود. ده مفهوم کلیـدی توانمندسـازی در دیابـت شامل تأکید بر کلیت انسان، تأکید بر تواناییهای فرد بـه جـایتمرکز بر نقصان ، انتخـاب نیازهـای یـادگیری بیمـاران، تعیـیناهداف اشتراکی ، تغییر رهبری و اتخاذ تـصمیم، عمـومی سـازیمشکل و راه حل ها، تحلیل نارساییها و شکس ت هـا، شـناخت واف زایش تقوی ت داخل ی ب رای تغیی ر رفت ار ، ت سریع در ام ر مشارکت پذیری و تأکید بر شبکههای اجتماعی و منابع می باشد.
ناگفته پید است دسترسی به این اهداف به جز تمرکز بر دانـش وباورهای مـرتبط بـا بیمـاری در افـراد مبـتلا بـه دیابـت میـسرنمی باشد (15). غلبه بر موانع آگاهی و باورهای مرتبط با دیابـتبه عنـوان یـک زیرسـاخت منطقـی در راسـتای توانمندسـازیبیماران در مدیریت زندگی با دیابت مبتلا و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار میآیند. این مطالعه با هدف بررسی موانـع آگاهی و باورها در زندگی با دیابت در بیماران مبـتلا بـه دیابـت نوع 2 و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.

روش مطالعه

نوع این مطالعـه مقطعـی ( توصـیفی- تحلی لـی) بـود. جامعــه آمــار ی ایــن پــژوهش بیمــاران دیــابتی نــوع 2 مراجعهکننده به بیمارستانهای منتخب تابعه علـوم پزشـکی تهران (امام خمینی (ره)، شریعتی، امیـراعلم و بهـارلو) بـود و600 بیمار دیابتی نوع 2 به عنوان حجـم نمونـه مطالعـه بـهروش تصادفی انتخاب گردیـد. معیارهـای ورود بـه مطالعـه، تأیید بیماری دیابت نوع 2 ( ثبت دو بـار قنـد ناشـتای بـالای126 میلیگرم در دسیلیتر) توسط پزشک متخصص غدد بـا گذشـت بـیش از یـک سـال از تـشخیص قطعـی بیمـاری، رضایت کتبی جهت شرکت در مطالعه و سـواد کـافی بـرایتکمیل پرسشنامهها بود. معیارهای خـروج از مطالعـه شـاملعدم رضا یت بیماران برا ی شر کت در مطالعه، نداشتن شرایطجسمی مناسب برای پاسخگویی به سؤالات، دیابت بارداری،وجود مشکلات شـناختی و بیمـاری روانـی بـود. ابـزار ایـنمطالعه پرسشنامه دو قـسمتی بـود. قـسمت اول پرسـشنامهمربوط به اطلاعات دموگرافیک مانند سن، جـنس، وضـعیتتأهل، سـطح تحـصیلات، شـغل، میـزان درآمـد و در ادامـهسؤالاتی مربوط به وضـعیت بیمـاری و تجـارب بیمـاران درم ورد بیم اری خ ود مانن د ط ول م دت بیم اری و س ابقه خانوادگی دیابـت بـود. شـاخصHbA1C هـم بـه منظـوربررسی میزان کنترل دیابـت انـدازهگیـری گردیـد. سـؤالات مربوط به موانع آگاهی و باورها در زندگی بـا دیابـت از ابـزار کلــی Diabetes Obstacles Questionnaire شامل 10 سؤال بود که توسط مقیاس از کاملاً موافقم (5) تا کاملاً مخالفم (1) انـدازهگیـری گردیـد. امتیـاز کـسب شـدهبالاتر حاکی از مانع بیشتر زندگی با دیابت بود (13). ابزار یادشده پس از کسب اجازه برای استفاده، توسط دو متـرجم بـهزبان فارسی و انگلیسی و آشنا به مسایل دیابت ترجمه و بـازترجمه شد. در نهایت ابزار بـاز ترجمـه شـده بـه پدیدآورنـدهاصلی ابزار عودت داده شد و مورد تأیید ایشان قـرار گرفـت.
میزان پایایی این ابزار بـا روشtest-retest بررسـی شـد.
برای تع یـی ن پایـایی ابـزار، پرسـشنامه در اختیـار 30 نفـر ازبیماران دیابتی مراجعهکننده به مرکز که بعداً از مطالعه اصلیخارج شدند قرار گرفت. مقادیر محاسبه شده آلفا بـرای ابـزارمطالعه 83/0محاسبه شد . به منظـور تعیـی ن روایـی ابـزار دراختیار ده تن از اساتید متخصص حوزه دیابت قـرار گرفـت ونظرات آنان در ابزار نهایی اعمال گردیـد. بـه لحـاظ رعایـتملاحظات اخلاقی اهداف مطالعه کاملاً با افراد شرکت کننـدهمطرح شد و به آنان اطمینان داده شد که اطلاعـات حاصـلهصرفاً جهت انجام مطالعه تحقیقاتی است و کلیـ ه اطلاعـاتحاصله نزد محققین محرمانه باقیمانده و از اطلاعات به نحـواحــسن اســتفاده خواهــد شــد . از کلیــه شــرکت کننــدگان رضایت نامه برا ی شر کت در مطالعه و ادامه آن اخـذ گرد یـد.
در تمام مراحل تحقیق کرامت انسان ی مورد توجه پژوهـشگرو پرسشگران قرار داشت. تمام مراحل اجرایـی ایـ ن تحق یـ ق توسط کم یتـه پـژوهش دانـشکده بهداشـت دانـشگاه علـومپزشکی تهران بررسی و اجرا شده است . به منظـور تجزیـه وتحلیل داد هها از جداول فراوانی و آزمون کای دو جهت تعیینروابط بین عوامل مؤثر بر مانع آگاهی و باورها و روش آنـالیزرگرسیون لجستی ک برای بررسی توأم عواملی که بر شـانسشدید بودن عوامل اثرگذار تأثیر دارند استفاده گردید. در ایـنمطالعه از نرم افـزارSPSS v.11.5 اسـتفاده شـد. سـطحمعناداری در این مطالعه 05/0 تعیین گردید.

یافتهها

در مجموع 600 بیمار مبتلا به دی ابـت نـوع 2 در ایـنمطالعه شرکت نمودند، میانگین و انحراف معیار موانع آگاهی وباورها 61/7±26/31 بود. متغیره ای سال های ابتلا به بیماری
دیاب ت، س طح تح صیلات، ن وع درم ان، وض عیت ش غلی، گروه های سنی، وضعیت درآمد وHbA1C با موانع آگاهی وباورها ارتباط آماری معناداری داشتند (001/0<p). اطلاعـاتدموگرافیک افراد تحت مطالعه در جدول شماره 1 آمده اسـت . از طرف دیگر نتایج مدل رگرسیون لجستیک نشان داد نسبت برتری شدید بودن موانع آگـاهی و باورهـا در افـراد گـروه بـاسال های ابتلا به دیابت 10-5 سال ، 35/0 برابر، در افـراد بـاسال های ابتلا به دیابت بیش از 10 سال، 3/0 برابر گـروه بـاسال های ابتلا زیر 5 سال بود. از نظر آماری این نسبت برتری در هر دو گروه معنادار بود (001/0=p). نسبت برتـری شـدیدبودن مو انع آگاهی و باورها مرتبط دیابـت در افـراد بـی سـواد 96/2 برابر، در افراد با تحصیلات زیردیپلم 22/4 و در گروه باتحصیلات دیپلم 22/1 برابر گروه بـا تحـصیلات دانـشگاهیبـود. از نظـر آمـاری ایـن نـسبت برتـری در گـروه افـراد بـا تحصیلات زیردیپلم معنادار بود (001/0<p). نـسبت برتـری شدید بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در گروه افـرادتحت درمان انـسولین 26/0 برابـر، در افـراد بـا درمـان تـوأم خوراکی و انسولین، 34/0 گروه با درمان خوراکی (004/0=p) و در گروه درمان توأم (02/0=p) بود. نـسبت برتـری شـدید
جدول 1- آمار توصیفی متغیرهای دموگرافیک و مرتبط با سلامت و بیماری مطالعه
تعداد (درصد) متغیر تعداد (درصد) متغیر
(13/7) 82
(45/8)275
(26/3)158
(14/2)85 بی سواد
زیردیپلم دیپلم بالاتر از دیپلم میزان تحصیلات (24/2)145
(54/5)327
(21/3)128 کمتر و مساوی 44
45-64
65 سال و بالاتر گروه های سنی (سال)
(15)90
(42/8)257
(24)144
(15/8)95
(2/3)14 کارمند
خانه دار
شاغل غیرکارمند بازنشسته بیکار نوع شغل (51/3)308
(48/7)292 زن
مرد جنس
(54/2)325
(36/7)220
(9/2)55 خوراکی
انسولین درمانی هر دو نوع درمان دیابت (8/8)53
(91/2)547 مجرد
متأهل وضعیت تأهل
(6)36
(73/7)442
(20/3)122 کمتر از 7
7-8/5
بالاتر از 5/8 (درصد) HbA1c (28/8)173
(71/2)427 دارد
ندارد سابقه خانوادگی ابتلا به دیابت
(15/2)91
(36/7)444
(10/8)65 پایین
متوسط خوب میزان درآمد خانوار (57/7)346
(28/8)173
(13/5)81 تا 5
5-10
بالاتر از 10 سال های سپری شده با دیابت

جدول 2- مدل رگرسیون لجستیک تعیین کننده عوامل مؤثر در موانع آگاهی و باورهای مرتبط با دیابت
فاصله اطمینان(CI)95% نسبت برتری (OR) سطح معناداری (p-value) خطای معیار(SE) ضریب رگرسیون(B) متغیر مستقل باقیمانده در مدل
حد بالا حد پایین 0/669
0/597 0/188
0/152 1
0/355
0/301 0/001
0/001 0/323
0/349 -1/036
-1/200 کمتر از 5
10-5 بیش از 10 سال های سپری شده با دیابت
6/533
9/773
3/674 0/920
2/515
0/410 1
2/96
4/22
1/22 0/069
<0/001
0/715 0/597
0/539
0/559 1/086
1/978
0/205 دانشگاهی بی سواد
زیردیپلم دیپلم سطح تحصیلات
0/648
0/888 0/107
0/130 1
0/263
0/340 0/004
0/028 0/460
0/489 -1/335
-0/078 خوراکی انسولین هر دو نوع درمان

0/606 –
0/213 1
0/359 –
0/001 –
0/267 –
-1/023 زیر 65
بالای 65 گروه های سنی (سال)
1/409

0/220 0/249
0/074 1
0/593
0/128 –
0/23
<0/001 0/442
0/278 -0/523
-2/058 کمتر از 7
7-8/5
بالاتر از 5/8 HbA1C

بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در افـراد بـالای 65 سال 35/0 برابر گروه زیر 65 سـال (001/0=p) بـود . نـسبتبرتری شدید بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در افرادباHbA1C 5/8-7، 59/0 برابر، در افراد باHbA1C بـالاتراز 5/8، 12/0 برابر گروه باHbA1C کمتر از 7 بـود. از نظـرآماری این نسبت برتری در گروه با HbA1C بـالاتر از 5/8، (001/0<p) معنادار بود و نشان داد که کنترل نامطلوب دیابت در شدید بودن موانـع آگـاهی و باورهـا مـرتبط دیابـت تـأثیر معناداری داشت ( جدول شماره 2).
بحث

مطالعه حاضر نشان داد که شانس شدیدتر بودن موانعآگاهی و باورها در زندگی با دیابت با سال های بیشتر ابتلا بـهدیابت و سن بالاتر و تحصیلات پایینتر بیشتر اسـت. توجیـهاین امر می تواند به پایینتر بـودن سـطح تحـصیلات افـراد واحتمال دسترسی کمتر به منابع اطلاعـاتی مـرتبط بـا دیابـتباشد. از طرف دیگر، نوع درمان دیابـت بـه اشـکال انـسولیندرمانی و درمان توأم داروهـای خـوراکی و انـسولین هـم بـاشانس شدید بودن موانع آگاهی و باورها ارتباط داشت. با توجه به این که سطح تحصیلات و اطلاعات پایینتر قطعاً با کنترلدیابت نامطلوب ارتباط دارد و مطالعات بیشماری ایـن امـر رااثبات نمود هاند و نشان دادهاند که توانمندسازی بیماران مبـتلابه دیابت در این راستا تأثیرگذار است (16). مطالعـه عبـدلی وهمکاران با هدف بررسی موانع و تسهیل کننده های توانمنـدیدیابت در ایران نشان داد که موانع توانمندی در بیماری دیابت مانند تنش، نگرش منفی به دیابـت ، س یـستم هـای درمـانی ناکارآمد و فقر و بی سوادی مشابه سایر بیماری هـای مـزمن است. ضمن آن که آموزش دیابت، ترس از بیماری و عوارض آن و امید به آینده ای بهتر برای تسهیل توانمندی افراد مبتلا به دیابت ضروری است. همچنین مفـاهیم پزشـک؛ انـسان مقدس، دیابت خواست خداوند، جسم هدیه الهی و حما یـت همتا یـان و اعـضا ی خـانواده بـه خـصوص دختـران، از تسهیل کننده های اختصاصی در بستر اجتمـاعی و فرهنگـی ایران بود. همچنین، توانمندی در ایران به طور جدی تحـت تأثیر باورهای فرهنگی و مذهبی افراد مبتلا بـه دیابـت قـرار داشت. شناسایی این عوامـل تأثیرگـذار ، مـی توانـد مراقبـان بهداشتی را در تسهیل اثربخش تر فرآیند توانمندی یار ی نماید (17). بیشتر مطالعات در حوزه باورها و آگاهی دیابت در زمینهدرمان این بیماران انجام شده است. مطالعـهLauritzen وZoffmann نشان داد که افراد تحت درمـان بـا داروهـایخوراکی دیابت، نسبت به شروع درمـان دیابـت بـا انـسولین، نگـرش منفـی داشـتند و از انـسولین درمـانی ابـراز تـرس و اضطراب می کردند. بیماران اظهـار مـی کردنـد کـه احـساسمی کنند به دلیل افت قند با درمان انـسولین ممکـن اسـت در خواب بمیرند و برخی بیماران هم ترس از درد ناشی از تزریقرا بیان می کردند. به طور کلی ترس از تغییـر سـبک زنـدگیناشی از درمان با انسولین در بیماران شـایع اسـت و بیمـاراناظهار می دارند بیماری آنها وخیمتر شده است . برخی بیمارانهم احساس درماندگی داشتند و احساس می کردند که تزریـقانسولین به معنای رسیدن به مراحل پایانی بیمـاری اسـت. از طرف دیگر، افرادی که انسولین درمانی می شوند به ایـن نـوعدرمان نگرش مثبتی داشته و مطرح می کنند که قبل از شروعدرمان با انسولین در مورد این امر استرس داشـتند امـا بعـد ازشروع درمان با انسولین ادراکات مثبت جایگزین می شود و بهمنزله آزادی دادن به بیمار و قابلیت اداره درمـان توسـط خـودفرد است . باید در نظر داشت که در مورد درمان بیماری، موانعآگاهی و باورها در دیابت موضوع مهمی است و لازم است بر نگرش افراد اقـدامات لازم و مـؤثر انجـام شـود (18). نتـایجمطالعهCampos در مورد موانع فرهنگی در درمان دیابـتدر افراد Hispanic نشان داد که موانـع انـسولین درمـانی،سطح اجتماعی – اقتـصادی پـایین (هزینـه، وضـعیت بیمـه)، مشکلات زبان ی و ارتباطی، سواد سـلامت پـایین و باورهـایفرهنگی که بر ارتباط مراقب- بیمـار تأثیرگـذار اسـت و ایـنموارد می تواند به ادارکـات بیمـار در مـورد دیابـت و انـسولینتأثیرگذار باشد. افراد حوزه دیابت می توانند با درک ابعاد زندگیبا دیابت و انتقال دانستهها و مهارت های خود به افراد مبتلا بهدیابت بر این موانع غلبه کنند و ارتباط بیمار- مراقب را بهبـودبخشند. اجرای رژیم درمانی با تزریق یک بار انـسولین در روزمی تواند باعث شود تا ادراک بیماران در مورد انسولین درمـانیبه دلیل تجربه آن و درک اثرات مفیـد آن بـر کنتـرل دیابـتارتقاء یابد (14). مطالعهGlasgow و همکاران بـه بررسـی مطالعات د یگر و تفسیر آنها در مورد موانع روانی اجتماعی دراتخاذ رفتارها ی خودمد یریتی و کیفیت زندگ ی بیماران د یـابتی نوع 2 پرداخته شد که موانع به شرح زیر عنوان شده بود: انجام درمان های جا یگزین، اضطراب، نگرش، افسردگی، توانمندی، تــرس از افــت قنــد خون، باورهــا ی ســلامتی، اطلاعــات، خودکنترلی، انگیزه، انتظارات پیامد ، حل مسأله، عـزت نفـس، حمایت اجتماع ی و استرس (19). از یافتـههـ ای ایـن مطالعـهچنین بر می آید که غلبه بر موانع یاد شده می تواند بـر ارتقـای خودمدیریتی دیابت که از ملزومات آن د رک بیماری و داشـتندانـش مـؤثر در ایـن راسـتا اسـت اثـربخش باشـد. مطالعـه Minze و همکاران با هـدف بررسـی دلایـل مقاومـت بـهانسولین در بیماران دیابتی نوع 2 انجام شد. موانـع درمـان بـاانسولین در سه بخش تقسیم بندی شد 1) موانع روانی (باور بهاین که انسولین باعث می شود رفتارهـای خـودمراقبتی کمتـرشود، فقدان فواید درک شده، درد و ترس از تزریق، ایـن بـاورکه مصرف انسولین مشکل و پیچیده است، فقـدان و کمبـودتغییر در سبک زندگی و انگ استفاده از تزریق 2) اثرات مـضرو خطرناک (افت قند خون، افزایش وزن و اثرات جـانبی درکشده 3) مشکلات مالی (هزینه م صرف انـسولین و تجهیـزاتآن) (20). نتـایج مطالعـهCoffman و همکـاران در مـوردبرخی موانـع در مـورد دیابـت نـوع 2 نـشان داد کـه کمبـوداطلاعات، پایین بودن سطح سواد سلامت و وجود موانع برای ارایه مراقبت بهداشتی دلیل پاسخ تنها به علامت های بیماریاست که معمـولاً ایـن افـراد از پاسـخ مناسـب و اثرگـذار بـهعلامت های بیمـاری نـاتوان هـستند. ایـن مطالعـه پیـشنهادمی کنند مداخلات مرتبط برای بهبود سطح سواد سـلامت دربیماران دیابتی نوع 2 به کار گرفته شـود (21). مطالعـهای بـاهدف توصیف نظرات بیماران مبتلا به دیابت در مورد بیماریخود توسـطMosnier-Pudar و همکـاران در افـراد 45 سـال و بـالاتر انجـام شـد. 85% بیمـاران تقاضـای دریافـت اطلاعات بیشتر از اطلاعات در زمینه تشخیص بیمـاری خـودداشتند. بیمارانی که با انسولین درمان می شدند در مورد شدتبیماری خود آگاهی بیشتری داشتند و به توصی ههای ارایه شده برای کنترل و مدیریت بیماری بیشتر توجه کرده و به صـورتفعالانهتری در مدیریت بیماری خود درگیر می شدند. بـه نظـرمی رسد دیابت، اطلاعات مهمی در مراقبت از خـود در زمـانتشخیص بیماری در دیدگاه بیماران ایجاد می کند. این مطالعهنشان داد درک بهتر بیماران از بیماری و شدت آن در ارتقـای رفتارهای خودمدیریتی بیماری دیابت مؤثر باشـد (22). نتـایجمطالعهMisra وLagerb بـا هـدف تعیـین تفـاوت هـایقومی و جنسیتی در عوامل روانی- اجتمـاعی ماننـد حمایـتاجتماعی و پذیرش دیابت، سطح دانش و معلومات، دشـواریدرک شده در تبعیت از رفتارها و نتایج دیابت (کنترل قندخونو کیفیت زندگی ) در بیماران دیابتی نـوع 2 نـشان داد کـه درپذیرش بیماری، سطح دانش و معلومات، دشواری درک شـدهدر تبعیت از رفتارها، کنترل قندخون و کیفیت زنـدگی تفـاوتمعناداری اتفاق افتاد. این نتایج به افراد حوزه سـلامت کمـکمی کند تا با توجه به تفاوت های فردی بیماران د یابتی، آنان رادر برنامــه هــای حمــایتی و خودمــدیریتی وارد نماینــد (23).
همان طور که از مطالعات فوق بر می آیـد انـواع باورهـا ماننـدباورهای فرهنگی و اعتقادی و اجتمـاعی نقـش عمـدهای درغلبه بر موانع در راستای کنترل دیابت دارد. لازم به ذکر استبه دلیل عدم انجام مطالعه ای مشابه با مطالعه حاضـر بـا ابـزارفوق، لازم است تا مطالعات دیگر در این حوزه انجام شـده تـانتایج قابلیت مقایسه با یکدیگر را داشـته باشـند. امیـد اسـتشروع این مطالعه، سرآغاز راهی برای انجام مـداخلات بـرایغلبه بر موانع آگاهی و باورها و ارتقای زندگی با دیابت در اینبیماران باشد.
از نقاط قوت مطالعـه مـی تـوان بـه کـارگیری ابـزارجدیدی در حوزه دیابت که موانع پیش رو بیماران مبتلا بهدیابت را به طور اختـصاصی ارزیـابی نمـوده و محققـین راقادر می سازد تا عوامل مؤثر بر تشدید این موانع را دریابنـدرا نام برد. از محدودیت های مطالعـه حاضـر مـی تـوان بـهخودگزارشی بودن ابزارها، عدم توانایی تعمیم نتایج مطالعهبه جمعیت گسترده بیماران مبتلا به دیابـت نـوع 2 و عـدمانجام مطالع های با ابزار فوق و روش شناسـی ایـن مطالعـهبرای مقایسه نتایج به شیوه ای ملموس تر می باشد.

نتیجهگیری

به نظر می رسد توجه به آگاهی و باورهـای بیمـارانمبتلا به دیابت نوع 2 هم زمان با توجـه بـه ابعـاد روانـی- اجتماعی بیماران مانند سطح اجتماعی- اقتصادی، توجه بهافراد سالمند دیابتی و ارایه منایع حمایتی در دسترس برایآنان در کمک به غلبه بر چالش زندگی با دیابت مفید فایدهباشد. نتایج این مطالعه تمرکز بر ارتباط افراد حرفهای گروهسلامت در حوزه دیابت برای توجه بیشتر به افراد سالمند وکنترل دیابت نامطلوب را اجتناب ناپذیر مـی نمایـد . در ایـنراستا می توان امیدوار بود که مطالعات مداخلهای مبتنی بـرتئوری با درگیر نمودن فرد مبتلا و خانواده وی بـه منظـورتوانمندسازی آنها بتوانند از طریق مداخله بر عوامل قابـلتعدیل به ارتقای سلامت افراد درگیر با بیماری دیابت نـوع2 یاری نمایند. این نتایج می تواند در ادغـام عوامـل مـؤثر قابل تعدیل در برنامههای آموزشی پرستاران در عرصههای آموزشی، پژوهشی و بالینی مفید فایده باشد.

تشکر و قدردانی
ایـن مطالعـه، گـزارش بخـشی از طـرح تحقیقـاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی تهران با کـد 18163 اسـتکه بدین وسیله پژوهشگران مراتب تشکر و قدردانی خود رااز معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران بـه دلیـلحمایت مالی، از بیمارستانهای تابعـه دانـشگاه، بـه دلیـلدادن مجوز انجام این مطالعه و از بیماران محترم به دلیـلشرکت در این مطالعه اعلام میدارند.
منابع
– Henry D, Bernard S. Life manner with diabetes. Trans. By Panahi A. Tehran: Javid; 1989. (Persian)
– Murray C, Lopez A, The Global Burden of Disease: A Comprehensive Assessment of Mortality and Disability from Disease, Injuries and Risk Factors in 1990 and Projected to 2020, Harvard University Press, Boston, MA, 1996.
– Snoek FJ, Pouwer F, Welch GW, Polowsky WH. Diabetes-related emotional distress in Dutch and US. Diabetic patients, Diabetes Care. 2000; 23(9): 1305-9.
– IDF, Press Information Diabetes Epidemic to Explode Worldwide. 1995; 1-3.
– Wagner EH, Austin BT, Von Korff M. Organizing care for patients with chronic illness, Milbank. 1996; 74(4): 511-44.
– Rafiepour F. The anatomy of society: An introduction to applied sociology. Sahami Enteshar publications, 2010; 6th edition, Tehran, Iran.
– Bodenheimer T, Wagner EH, Grumbach K. Improving primary care for patients with chronic illness, JAMA. 2002; 288(14): 1775-1779. (part 1) and; 288(15): 1909-14.
– Hearnshaw H, Lindenmeyer A. What do we mean by adherence to treatment or advice for living with diabetes? A review of the literature, Diabetes Med. 2005; 23: 720-8.
– Polowsky W. Diabetes Burnout. Understanding and treating patients with diabetes burnout, in: B.J. Anderson, R.R. Rubin (Eds.), Practical Psychology for Diabetes Clinicians, American Diabetes Association. American Diabetes Association, Alexandria, VA, 2000.
– Tol A, Baghbanian A, Rahimi A, Shojaeizadeh D, Mohebbi B, Majlessi F. The Relationship between perceived social support from family and diabetes control among patients with diabetes type 1 and type 2. Journal of Diabetes and Metabolic Disorders. 2011; 10: 1-8.
– Vermeire E, Van Royen P, Coenen S, Wens J, Denekens J. The adherence of type 2 diabetes patients to their therapeutic regimen: a qualitative study from the patient’s perspective. Pract. Diab. Int.
2002; 20(6): 209-14.
– Vermeire E, Hearnshaw H, Ratsep A, Levasseur G, Petek D. van Dam H. van der Horst F. VinterRepalust N. Wens J. Dale J. Van Royen P. Obstacles to adherence in living with type-2 diabetes. An international qualitative study using meta-ethnography (EUROBSTACLE), Primary Care Diabetes. 2007; 1: 25-33.
– Vandekerckhove M, Vermeire E, Weeren A, Van Royyen P. Validation of the diabetes obstacles questionnaire to assess obstacle in living with type 2 diabetes in Belgian population. Primary care diabetes. 2009; 3: 43-7.
– Campos C. Addressing Cultural Barriers to the Successful Use of Insulin in Hispanics with Type 2 Diabetes. Southern Medical Association. 2007; 812-20.
– Funnell MM, Anderson RM, Arnolds M, Donnelly M, Taylor-mood D. Empowerment: An Idea whose time has come in diabetes education. Diabetes Educ. 1999; 17(1): 37-41.
– Tol A, Shojaeizadeh D, Sharifirad GR, Eslami AA, Alhani F, Mohajeri Tehrani MR. Empowerment- based Diabetes Self-management Intervention Program among Type 2 Diabetic Patients in Isfahan, A Big Province of Iran. FAUNA ROSSII I SOPREDEL NYKH STRAN. 2012;
8(4): 1-8.
– Abdoli S1, Ashktorab T, Ahmadi F, Parvizi S. Barriers to and Facilitators of Empowerment in People with Diabetes. Iranian Journal of Endocrinology & Metabolism. 2009; 10(5): 455-65.
– Lauritzen T, Zoffmann V. Understanding the psychological barriers to effective diabetes therapy. Diabetes voice. 2004; 49: 1-3.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– Glasgow RE, Toobert DJ, Gillette CD. Psychosocial Barriers to Diabetes Self-Management and Quality of Life. Diabetes Spectrum. 2001; 14(1): 33-41.
– Minze MG, Dalal K, Irons BK. Removing barriers to insulin use. The Journal of Family Practice. 2011; 60(10): 577-80.
– Coffman MJ, Norton CK, Beene L. Diabetes symptoms, health literacy, and health care use in adult Latinos with diabetes risk factors. J Cult Divers. 2012 Spring; 19(1): 4-9.
– Mosnier-Pudar H, Hochberg G, Eschwege E, Virally ML, Halimi S, Guillausseau PJ, et al. How do patients with type 2 diabetes perceive their disease? Insights from the French DIABASIS survey. Diabetes Metab. 2009; 35(3): 220-7.
– Misra R, Lagerb J. Ethnic and gender differences in psychosocial factors, glycemic control, and quality of life among adult type 2 diabetic patients. J Diabetes Complications. 2009; 23(1): 54-64.
Assessment of knowledge and beliefs’ barriers to living with type 2 diabetes and its related factors

Majlessi F (MD) – Mohebbi B (MD) – Tol A (Ph.D) – Rahimi Froshani A (Ph.D).

Introduction: Living with type 2 diabetes is a big challenge. In this regards, concentration on patients’ knowledge and beliefs are main components of planning for living with the disease. The purpose of this study was to assess knowledge and beliefs’ barriers to living with type 2 diabetes and its related factors.
Methods: This was a cross sectional study conducted with 600 patients selected using random sampling. Data gathering tool was consisted of two sections: demographic and health related items, diabetes control index as HbA1C (10 items), and the questionnaire of knowledge and beliefs barriers (10 items). Interviews were performed to collect the data. Descriptive and inferential statistics was used to analyze data.
Results: Mean and standard deviation of patients’ knowledge and beliefs’ barriers was 31.26 and 7.61, respectively. There were significant relationships between patients’ knowledge and beliefs’ barriers and disease duration, level of education, type of treatment, occupation, age groups, income and HbA1C (P<0.001). Results of the logistic regression model revealed that odds ratio of knowledge and beliefs’ barriers had a significant relationship with disease duration (P=0.001), under diploma education (P<0.001), Insulin therapy (P=0.004), mixed therapy of oral agents and insulin (P=0.02), age more than 65 years old (P=0.001) and poor diabetes control (P<0.001).
Conclusion: The severity of patients’ knowledge and beliefs barriers had a significant relationship with elderly age, disease duration, less education, non-oral agents’ therapy, and poor diabetes control. Conducting experimental studies on the factors in patients with type 2 diabetes is suggested.


پاسخ دهید