به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاری
فصلنامه علمی – پژوهشی انجمن علم ی پرستار ی ایران دوره دوم – شماره 3 – بهار 1392

صاحب امتیاز: انجمن علم ی پرستار ی ایران
مدیر مسؤول و سردبیر: دکتر فاطمه الحانی
مدی ر اجرایی: دکتر مجتبی ویس مرادی
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامی: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بین المللی: 2322-3812
شماره بین المللی نشریه الکترونیکی: 4428-2322 e-ISSN

شورای نویسندگان (به ترتیب حروف الفبا):
دکتر محمد اسماعیل پور بندبنی، استادیار دانشکده پرستاری و پیراپزشکی گیلان
دکتر فاطمه الحانی، دانشیار گروه پرستاری دانشگاه تربیت مدرس
دکتر منیر انوشه، دانشیار گروه پرستاری دانشگاه تربیت مدرس
دکتر زهره پارسا یکتا، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر حمید پیروی، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر محمدعلی چراغی، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر محمدعلی حسینی، استادیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
دکتر سیده فاطمه حق دوست اسکویی، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر محمدرضا حیدری، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه شاهد
دکتر ناهید دهقان نیری، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر ناهید رژه، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه شاهد
دکتر سادات سیدباقر مداح، استادیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
دکتر نعیمه سیدفاطمی، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر آذر طل، دکترای آموزش بهداشت و ارتقای سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر عباس عبادی، استادیار دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه اﷲ
دکتر عباس عباسزاده، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
دکتر شهرزاد غیاثوندیان، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر علی فخرموحدی، استادیار دانشکده پرستاری و پیراپزشکی سمنان
دکتر مسعود فلاحی خشکناب، دانشیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
دکتر انوشیروان کاظم نژاد، استاد گروه آمار زیستی دانشگاه تربیت مدرس
دکتر عیسی محمدی، دانشیار گروه پرستاری دانشگاه تربیت مدرس
دکتر ندا مهرداد، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر حسن ناوی پور، استادیار گروه پرستاری دانشگاه تربیت مدرس
دکتر علیرضا نیکبخت نصرآبادی، استاد دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر مجتبی ویسمرادی، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر مجیده هروی، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه شاهد
دکتر فریده یغمایی، دانشیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

ویراستار انگلیسی: دکتر مجتبی ویس مرادی
ویراستار فارسی: دکتر فاطمه الحانی
حروفچینی و صفحه آرایی: فرشته حیدری
طراح جلد: اصغر سورانی
ناشر: انجمن علم ی پرستار ی ایران
مشاوران علمی این شماره (به ترتیب حروف الفبا):
دکتر محمد اسماعیل پور بندبنی دکتر محمدرضا حیدری دکتر شراره خسروی دکتر ناهید رژه محمدعلی سلیمانی دکتر رضا ضیغمی دکتر آذر طل دکتر طاهره طولابی دکتر علی فخرموحدی دکتر فرشته مجلسی دکتر بهرام محبی رضا مسعودی بتول نحریر رقیه نظری پوران فراهانی دکتر مجتبی ویس مرادی دکتر مجیده هروی دکتر معصومه همتی مسلک پاک دکتر فریده یغمایی
نشانی: تهران – میدان توحید – دانشکده پرستاری و ماما یی تهران
کدپستی: 1419733171، صندوق پستی: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: info@jne.ir , Website: http://jne.ir

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آموزش پرستاری دوره 2 شماره 3 بهار 1392، 7-1
بررسی تأثیر دو مدل آموزشی مبتنی بر رعایت و توانمندسازی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم

اسراء ناصحی، فریبا برهانی، عباس عباس زاده، منصور عرب، میترا ثمره فکری
چکیده

مقدمه: کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله عدم آگاه ی و دانش آنها نسبت به ایـنبیماری قرار دارد. تاکنون روشهای آموزشی مختلفی جهت بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد بررسی قرار گرفته کـه نتـایجمتفاوتی داشته است، لذا مطالعه حاضر جهت مقایسه تأثیر دو مدل آموزشی مبتنی بر رعایت و توانمندسـازی بـر کیفیـت زنـدگیبیماران مبتلا به آسم انجام گردیده است.
روش: این مطالعه نیمه تجربی، تأثیر دو مدل آموزشی، بر کیفیت زندگی 70 بیمار مبتلا به آسم را مورد ارزیابی قرار داد.
نمونهها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند در یک گروه آموزش براساس مدل مبتنی بر رعایت و در گروه دیگر آموزشبراساس مدل توانمندسازی داده شد. قبل از مداخله و هشت هفته بعد از اتمام مداخلـه هـر دو گـروه پرسـشنامه کیفیـ ت زنـدگ ی مربوط به بیماران مبتلا به آسم را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 انجام گردید.
یافتهها: میانگین سنی بیماران در گـروه آمـوزش مبتنـی بـر رعایـت (15/8±)6/47 و در گـروه آمـوزش توانمندسـازی
(93/10±)5/44 بود . نتایج نشان داد که میانگین نمره کلی و ابعاد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم در دو گروه قبل و بعـد ازمداخله تفاوت معناداری نداشتند (05/0>p) آزمون آماری تی زوج افزایش آماری معناداری را در نمره کلی و ابعاد کیفیت زنـدگیقبل و بعد از مداخله در هر دو گروه نشان می دهد (05/0<p).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو مدل آموزش ی می توانند سبب ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا بـهآسم گردد . لذا نقش آموزش جهت ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم توسط کادر درمـان بـه خـصوص پرسـتاران بایـدمدنظر قرار گرفته شود.

کلید واژه ها: مدل آموزشی مبتنی بر رعایت، مدل آموزشی توانمندسازی، کیفیت زندگی، بیماران مبتلا به آسم

تاریخ دریافت: 1/12/1391 تاریخ پذیرش: 21/2/1392

مقدمه

امروزه بیماری آسم به عنوان یک بیماری مزمن بـهیکی از جدیترین مشکلات بهداشتی تبدیل گـشته اسـت.
مشکلات ناشـی از ایـن بیمـاری ، همـواره سـبب تحمیـلهزینههـ ای سـنگین درمـانی بـه بیمـاران و سیـستم هـ ای درمانی بوده است. براساس گزارش جهانی نزدیک به 300 میلیون نفر در سطح جهان گرفتار این بیماری بوده و از آنرنج می برند. کشور ما ایران از نظر تعداد بیماران مبـتلا بـهبیماری آسم در حد متوسط جهانی قرار دارد. براساس آمـاراعلام شـده از سـوی وزارت بهداشـت، درمـان و آمـوزشپزشکی در سال 1387، میزان شیوع بیماری آسـم در بـینایرانیان 10% می باشد که سبب شده تا ایـن بیمـاری جـزءشایعترین بیمـاریهـ ای مـزمن در ایـران قـرار گیـرد (1).
بیماریهای مـزمن بـه دلیـل طـولانی بودنـشان و ایجـاداختلال در فعالیت جسمی، اجتماعی، شغلی و غیره، هموارهکیفیت زندگی بیماران را متأثر از خود مـی سـازند . بیمـاریآسم نیز به عنوان یک بیماری مزمن از این نظـر مـستثنینبوده و می تواند ابعاد مختلـف کیفیـت زنـدگی بیمـاران را تحت تأثیر قرار دهد (2).
یکی از عواملی که می تواند کیفیت زندگی بیمـارانآسمی را تحت تأثیر قرار دهد، عـدم آگـاهی و دانـش ایـنگروه از بیماران نسبت به بیماری شان می باشد (3). در ایـنرابطهYang و همکاران گـزارش مـی کننـد کـه ارتقـای دانش و آگاهی بیماران مبتلا به آسم در مورد بیماریشـانمی تواند کیفیت زندگی این بیمـاران را بهبـود بخـشد (4).
جهت آموزش مؤثر بیماران و بهبود دانش آن ها نـسبت بـهبیماری شان می توان از مدلهای آموزشی متفاوتی اسـتفادهنمود. از جمله مدلهای مورد استفاده در آمـوزش بیمـارانمبتلا به آسـم مـدل آموزشـی مبتنـی بـر رعایـت و مـدلتوانمندسازی میباشد. در مدل آموزش مبتنـی بـر رعایـتبیماران مطابق با آنچه که اعضا ی تیم بهداشت ی بـه آنهـا می گویند عمل می کنند. در ایـن روش پزشـکان بـه طـورسنتی به بیماران توصیه می کننـد کـه چـه اقـداماتی بایـدانجام دهند تا از عوارض کشنده بیماریها در امـان بماننـد(5). انگ یزه یادگیری در این بیماران بر پایه تـرس و دوری از عوارض بیماری شان می باشد.
از مفهوم توانمندسـازی در علـوم مختلفـی اسـتفادهشده است شایعترین ایـن علـوم روان شناسـی، پرسـتاری،پزشکی و اجتماعی است (6). در سال 1990، توانمندسازیبه عنوان یک رویکرد آموزشی بیماران معرفی گردید. ایـنمدل آموزشی در رابطه با بیمار ی های مزمن مـی باشـد (7).
مدل آموزشی توانمندسازی که در مقابل مدل سنتی مبتنیبر رعایت قرار دارد دیدگاهی بیمار محور و مشارکتی جهتآموزش به بیماران می باشد و نقش اعضای تیم سلامت درامر آموزش تسهیل کننده است (8). هدف آموزش در مـدلمبتنی بر رعایت افزایش آگاهی و دانش بیماران از بیمـاریخویش می باشد اما در مدل آموزشـی توانمندسـازی هـدفآموزش افزایش اعتماد به نفس بیمار در مـسؤولیت پـذیری وی جهت بهبود تغییرات زن دگی می باشد (9).
برخی از مطالعات به تأثیر این دو مدل آموزشـی بـرکیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پرداختـهانـد از جملـهCote و همکاران گزارش کردند که آموزش نقش مهمـیدر بهبود کیفیت زندگی بیماران مبـتلا بـه آسـم دارد (10) همچنــین در تحقیــق مــروری کــه توســطGibson و همکاران با هدف اثر برنامههای آمـوزش توانمندسـازی دربیماران مبتلا به آسم انجام شد، مشخص گردید که کیفیتزندگی بیماران بعد از آموزش خـود مـدیریتی بهبـود یافتـهاست (11) استفاده از مدل آموزشی مناسب جهـت ارتقـای دانش بیماران آسمی در مـورد بیمـاری شـان مـی توانـد درجهت ارتقا ی کیفیت زندگی این بیماران تـأثیر بیـشتری رابه همراه داشته باشد و ایـن در حـالی اسـت کـه بـه نظـرمی رسد در کشور ما به منظور آموزش به بیمار، اسـتفاده ازمدلهای آموزشی چندان اسـتفادهای را نداشـته باشـد و ازسوی دیگر استفاده از مدلهای آموزشی در بین جوامـع بـافرهنگ های متفاوت می توانند نتایج متفاوتی را نشان دهندو بایستی که متناسب با سطح دانش و فرهنـگ آن جامعـهمدلی مناسب را انتخاب نمود. بـه همـین منظـور پـژوهشحاضر با هدف مقایسه تأثیر اجرای دو مدل آموزشی مبتنیبر رعایت و مدل توانمندسازی بر کیفیـت زنـدگی بیمـارانمبتلا به آسم طراحی و انجام گردید.

روش مطالعه

پژوهش نیمه تجربی حاضر، تأثیر دو مدل آموزشـیرا بر کیفیت زندگی 70 بیمار آسمی مراجعهکننده بـه یکـیاز کلینیک های درمانی شهر کرمان در سال 1390 پـس ازکسب اجازه از معاونت پژوهـشی دانـشگاه علـوم پزشـکی
کرمان مورد بررسی قرار داد. 70 بیما ر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی با اسـتفادهاز کار تهـ ای از قبـل تهیـه شـده براسـاس جـدول اعـدادتصادفی در دو گروه 35 نفره قرار گرفتند.
معیارهای ورود به مطالعـه عبـارت بودنـد از سـابقهابتلا به آسم براساس تأیید پزشک و آزمایشات تشخیـصی،سن 18 سال به بالا، توانایی برقراری ارتباط و عدم شرکت قبلی در برنامههای آموزشـی در رابطـه بـا بی مـاری آسـم، حداقل سابقه یک سال ابتلا به بیماری آسم. نمونههای دوگروه بر حسب متغیرهایی چون جنسیت، وضـعیت اشـتغال،وضعیت تحصیلات ، وضعیت تأهل، سـن، مـدت ابـتلا بـهبیماری آسم، کیفیت زندگی همسان سازی گردیدند. هـر دوگروه به مدت هشت ساعت تحت آموزش قرار گرفتند (8). افــراد شــر کتکننــده در دو گــروه، براســاس توانــایی و تمایل شان برا ی شر کت در جلسلات هفتگی به گروه هـای متفاوتی از نظر تعداد افراد شرکت کننـده تقـسیم گردیدنـد.
جلسات به صورت هفتگی و به مدت یک جلسه دو سـاعتهبرگزار گردید و به منظـور کـاهش خـستگی بیمـاران ایـنجلسات به دو جلسه یـک سـاعته بـه فاصـله نـیم سـاعتتقسیم گردیدند . در یک گروه آموزش مبتنی بر رعایت کـههمان آموزش سنتی رایج است داده می شد، بـدین صـورتکه محقق طی جلسات آموزشـی کـه بـرای ایـن بیمـارانگذاشته شده بود با روش سخنرانی به بیماران آموزش هـ ای لازم در مورد بیماریشـان را مـی داد و بیمـاران هیچ گونـهم شارکتی در ام ر ی ادگیری خ ویش نداشـتند . در گ روه توانمندسازی، در شروع اول ین جلسه، آموزش دهنده به طـورخلاصه سرفصل های برنامه درسی و خودمدیریتی آسـم رابیان می کرد. شرکت کنندگان تجارب زندگی خود در رابطـهبا بیماری آسم را مطـرح کـ رده و نی ازهـای یـادگیری شـاناشناسـ یی م ی ش د و ب ر پای ه نیازه ای ی ادگیری اف راد، موضوعات جلسه آموزش از طریـ ق تعامـل بـین آمـوزش-دهنده و شرکتکنندگان تع یین می گردیـد و بـا اسـتفاده ازروش هــای حــل مــس أله بــه رفــع مــشکلات خــویش می پرداختند. لازم به ذکر است که محتوای آموزشی در هردو گروه به تأیید متخصصان در زمینه بیماری آسم رسـیدهبـود. بـه منظـور بررسـی سـطح کیفیـت زنـدگی بیمـاران شرکت کننـده از پرسـشنامه اسـتاندارد کیفیـ ت زنـدگی دربزرگسالان مبتلا به آسـم بـا نـام اختـصاری AQLQ= Asthma Quality of life Questionnaire استفاده گردید که توسطMarks و همکاران تهیـه شـدهبود (12). این پرسشنامه شـامل 20 سـؤال مـی باشـد کـهکیفیت زندگی را در چهار جنبه جسمی ، روانی، اجتمـاعی ونگرانی در مورد سلامتی مورد بررسی قرار می دهد. پاسخ ها به ترتیب در پنج مقیاس اصلاً (نمره صفر )، به ندرت (نمره 1)، تاحدودی (نمره 2)، شدید (نمره 3) و خیلی شدید (نمره
4) امتیازبنـدی مـی شـوند. نمـره کلـی بـه دسـت آمـده از پرسشنامه عددی بین 0 تا 80 می باشـد و نمـره پـایینتـر نشان دهنـده کیفیـت بهتـر زنـدگی مـی باشـد روا یـی ایـ ن پرسـشنامه بـه صـورت روایـی محتـوا توسـط Marks و همکاران (1992) تأیید شده اسـت. امـا بـرای اطم ینـان ازروایی ا ین پرسشنامه در جامعه ایرانی مجدداً بعد از ترجمـهپرسـشنامه بـه صـورت (back ward forward) بـاروش تع یین شاخص روایی محتـوا (CVI) بـا اسـتفاده ازنظر 10 نفر متخصصین، روا یی آن بررسی شـد کـ ه امتیـاز شاخص روای ی محتوا 90/0 به دست آمد. به منظور تعیـینپایایی از روش پایایی درونی 75/0 تعیین شـد . پرسـشنامهپس از آماده شدن و قبل از آغاز آموزش، به بیماران که درکلینیک حضور داشتند داده شد و از آنها خواسـته شـد تـاپرسشنامه را تکمیل و تحویل دهند. این در حالی بـود کـهاطمینان لازم در مورد محرمانه مانـدن اطلاعـات شـان بـهآنها داده شـده بـود و همچنـین پـس از توضـیح اهـدافپژوهش رضایت آگاهانه از آنان کـسب گردیـد. پرسـشنامهمجدداً هشت هفته بعد از اتمام آموزش جهـت تکمیـل بـهبیماران داده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها متناسببـا اهـداف پـژوهش از آمـار توصـیفی (میـانگین، درصـد، فراوان ی) و آزم و نه ای آم اری مربـع ک ای، ت ی زوج و تی مستقل با اسـتفاده از نـرم افـزار آمـاری SPSS v.18 استفاده شد.

یافتهها

از مجموع 70 بیمار مورد بررسی 15 نفر را مردان ومابقی را زنان تشکیل می دادند. میانگین سـنی بیمـاران درگروه آموز ش مبتنی بر رعایت 6/47 سال با انحراف معیـار5/8 و در گروه آموزش توانمندسازی 5/44 سال با انحرافمعیار 93/10 بود. میانگین مدت ابتلا بـه بیمـاری آسـم درگروه آموزش مبتنی بر رعایت 11/9 سال با انحراف معیـار25/8 و در گروه توانمندسازی 83/9 سال با انحراف معیـار34/7 بود . آزمون مربع کای نشان داد که دو گـروه از نظـر جنسیت، سطوح سن ، وضعیت اشتغال، وضعیت تحصیلات، وضعیت تأهل، مدت ابتلا به آسم و کیفیت زنـدگی تفـاوتمعناداری نداشـتند. جهـت تعیـین نرمـال بـودن دادههـ ای کیفیت زندگی از آزمون K-S دو طرفه استفاده گردید کـه براساس آن داد هها از توزیع نرمال برخوردار بودند. از آزمون تی مستقل جهت تعیین همـسان سـازی دو گـروه اسـتفادهگردید.
جدول 1- مقایسه نمره ابعاد کیفیت زندگی گروه آموزش مبتنی بر رعایت و آموزش توانمندسازی قبل و بعد از مداخله
نتیجه آزمون تیزوج p-value میانگین بعد از مداخله(±انحراف معیار) میانگین قبل از مداخله(±انحراف معیار) گروه ابعاد
0/00 5/77(± 2/86) 9/02(± 3/71) توانمندسازی بعد جسمی
0/00 8(± 3/76) 9/1(± 3/99) مبتنی بر رعایت 0/00 3/85(± 3/06) 6/85(± 3/59) توانمندسازی بعد روانی
0/00 5/14(± 2/73) 7/37(± 3/67) مبتنی بر رعایت 0/00 3/57(± 2/4) 5/25(± 2/71) توانمندسازی بعد اجتماعی
0/00 4/74(± 2/96) 7/17(± 3/65) مبتنی بر رعایت 0/003 4/45(± 2/76) 6/94(± 2/62) توانمندسازی بعد نگرانی
0/00 5/42(± 2/68) 6/74(± 3/18) مبتنی بر رعایت میانگین نمره کلی کیفیت زندگی قبل از شروع دورهآموزشی در گروه رعایت 4/37 با انحراف معیـار 1/16 و درگروه توانمن دسازی 85/32 با انحراف معیار 31/12 بـود . در گروه آموزش مبتنی بر رعایت بیشترین نمـره کـسب شـده(پایینترین کیفیت ) به بعد جسمی بیماران اختصاص یافتـهبود و کمترین نمره (بالاترین کیفیـت) بـه بعـد نگرانـی دررابطه با سلامتی اختـصاص یافتـه بـود. بیمـاران در گـروهتوانمندسازی نیز بیشترین نمـره را از بعـد جـسمی کـسبکرده بودند و کمتـرین نمـره را در بعـد اجتمـاعی دریافـتنموده بودند . نتایج آزمون آماری تی مستقل میـانگین نمـره
کیفیت زندگی بین دو گروه قبل از آموزش را یکسان نشانداد (19/0=p).
نتایج آزمون آماری تیزوج نـشان داد کـه میـانگیننمره کلی کیفیت زندگی بعـد از آمـوزش در هـر دو گـروهنسبت به میانگین نمره کیفیت زندگی قبـل از آمـوزش در همان گروه به شکل معناداری کاهش یافته بـود. در گـروهمبتنی بر رعایت نمـره کلـی کیفیـت زنـدگی بـه 1/27 بـاانحراف معیار 4/12 و در گروه توانمندسازی بـه 37/20 بـاانحراف معیار 18/10 رسیده بود . در هر دو گـروه بـالاترینمیانگین نمره مربوط به بعد جسمی و پایینتـرین میـانگیننمره در رابطه با بعد اجتماعی بـود . اگرچـه میـانگین نمـرهکیفیت زندگی قبل و بعد از آموزش در گروه توانمندسـازیکمتر از گروه مبتنی بر رعایت بود ولی نتایج آزمون آمـاریتی مستقل اختلاف آماری معنـاداری را در بهبـود میـانگینکیفیت زندگی بین دو گروه نـشان نـداد (4/0=p). جـدولشماره 1 چگونگی تغییر در نمره کسب شـده از پرسـشنامهکیفیت زندگی را در ابعاد مختلف قبل و بعـد از آمـوزش در هر دو گروه مورد مطالعه نشان می دهد.

بحث

در رابطه با مقایسه تأثیر دو مدل آموزشی بر کیفیتزندگی بیماران، که هدف اصلی پژوهش حاضر بود، یافته ها نشان داد که تفاوت آماری معناداری بین دو مدل آموزشـیوجود نداشت و هر دو مدل آموزشی باعـث بهبـود کیفیـتزندگی بیمارا ن گردیدند.
آسم یک بیماری مزمن است کـه مـی توانـد تـأثیر ات منفی را در رابطه با کیفیت زندگی بیماران بـه همـراه داشـتهباشد. پژوهشهای گذشته نشان دادهاند که کیفیـت زنـدگیبیماران مبتلا به آسم از وضـعیت مناسـبی برخـوردار نیـست(13و14). نتایج پژوهش حاضر نیز در ایـن رابطـه نـشان دادکه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسـم از وضـعیت چنـدانمناسبی برخوردار نیست. در همین زمینهFord و همکـاراندر سال 2003 معتقدند که بیماری آسم، ابعاد مختلف زندگیبیماران را تحت تأثیر قرار میدهـد و فعالیـتهـای جـسمی،روانی و اجتماعی آنها را محدود می سازد و در نتیجه کیفیتزندگی آن ها را دسـتخوش تغییـر مـیگـردد (15) نـامطلوببودن میانگین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسـم در ابعـادجسمانی، روانی و اجتماعی احتمالاً به این دلیل میباشد کـهاین بیماران به علت عدم توانایی در انجام تهویـه مناسـب و
نتیجهگیری

نتایج پژوهش حاضر بار دیگر نشان داد که کیفیـتزندگی بیماران آسمی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و نیـازبه آموزش این بیماران به شدت نیـاز امـروز سیـستمهـ ای مراقبتی و درمانی کشور ما می باشد. استفاده از مـدلهـ ای آموزشی م تناسب با فرهنـگ جامعـه یکـی از راهکارهـایارتقای دانش بیماران در رابطه با بیماریشـان مـی باشـد وکاربرد صحیح آنها می تواند سبب ارتقای کیفیـت زنـدگیبیماران گردد . تیم مراقبتی و درمانی در کشور مـا بایـد بـهامر آموزش در رابطه با بیماران دارای بیماریهـ ای مـزمنبه مانند بیماران مبتلا به آسم توجه خاصی را مبذول دارند. پژوهشگران پیشنهاد می نمایند که مطالعات مختلـف تـأثیر مدلهای آموزشی متفـاوت را در رابطـه بـا بیمـاران دارایبیماریهای مزمن مورد بررسی قرار دهنـد تـا بـا انتخـابمدل آموزشی مؤثر و متناسب با فرهنگ آن جامعـه باعـثارتقای هرچه بیشتر کیفیت زندگی این بیماران گردند.
از محدودی تهای این مطالعه می توان به مدت زمانمحدود اجرای برنامههـ ای آموزشـی اشـاره کـرد، بنـابرایناثرات درازمدت برنامههـ ای آموزشـی مـورد بررسـی قـرارنگرفته است، مطالعات آینده بهتر است برای پیگیری اثراتطولانی مدت این مدل آموزشی طراحـی گـردد تـا بتـواناطلاعات مناسبی را در این زمینه به دست آورد.

تشکر و قدردانی

از دانــشگاه علــوم پزشــکی کرمــان بــه دلیــلحمایت های مالی تقدیر و تشکر می نماییم. علایم ناشی از آن دچـار اخـتلال در فعالیـت شـده و سـطحتحمل آن ها نسبت به فعالیت جسمی محدود میشـود . ایـنمسأله موجب میشود که این افراد در مقایسه با افـراد سـالماز عملکرد جسمی مطلوبی برخوردار نباشند و شـخص بیمـاردر انجام مسؤولیتهای فردی و اجتماعی دچار مشکل شـودو این امر موجب احساس بیکفایتی در فرد شده و اعتماد بـهنفس وی را مختل می سازد. متعاقب آن فرد دچار اضـطراب،افـسردگی و انـدوه خواهـد شـد کـه ایـن مـسأله تعـاملات اجتماعی وی را نیز تحـت تـأثیر قـرار مـیدهـد و موجبـاتانزوای اجتماعی او را فراهم میآورد (16).
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش بیماران آسـمیمی تواند کیفیت زندگی این بیماران را ارتقاء بخشد. در ایـن رابطـهبین تمامی پژوهشهای گذشته و پژوهش حاضر هم خوانی وجوددارد (19-17). این موضوع بسیار واضح است که آمـوزش در هـرزمینهای می تواند سبب بهبـود دانـش شـده و در نتیجـه تغییـراتمثبتی را با خود به همراه داشته باشد ولی نکته مهمی که در پشتاین موضوع بدیهی پنهان شده این است که آمـوزش بیمـاران درپژوهش حاضر با هر روشی، به شکل قابل ملاحظـهای میـانگینکیفیت زندگی بیماران را دستخوش تغییرات مثبـت نمـود. سـؤال نگران کنندهای که در این قسمت مطرح است این اسـت کـه آیـابیماران در کشور ما تا به این حد نیازمند به آموزش اند که تغییـراتبزرگی طی یک دوره کوتاه آموزشی در کیفیت زندگی آنها ایجادگردید ؟ و یا این که آیا در سیستم درمانی ما به امـر آمـوزش کـهمی تواند سبب ایجـاد تغییـرات مثبـت بـسیار در کیفیـت زنـدگیبیماران آسمی گردد توجه ناچیزی می شود ؟ پاسخ مثبت بـه ایـنسؤالات می تواند کیفیـت خـدمات ارایـ ه شـده بـه بیمـاران را بـاچالش های فراوانی مواجه سازد.

منابع

– Arash M, Shoghi M, Tajvidi M. [Assessing effects of asthma on patients’ functional status and life]. J Urmia Nurs Midwifery Fac. 2010; 8(1): 1. (Persian)
– Pedram razi SH, Bassampur SH, Kazemnezhad A. [Quality of life in asthma patients]. J Hayat Med. 2007; 13(1): 29-34. (Persian)
– Urek MC, Tudoric N, Plavec D, Urec R, Milenovie T, Stogic M. Effect of educational programs on asthma control and quality of life in adult asthma patients. Patient education and counseling. 2005; 58:
47-54.
– Yang LM, Chiang HC, Yao G, Wang YK. Effect of medical education on quality life in adult asthma patient. J Formos Med Assoc. 2003; 102: 768-774.
– Lorig K. Patient Education: A practical approach. London: Sage Publications; 2001. P. 163.
– Perkins DD. Speaking truth to power: empowerment ideology as social intervention and policy. AMJ community psycho. 1995; 23(5): 765-94.
– Adolfson ET, Bibbi E, Gregeby L, Wikblad K. Implementing empowerment group education in
diabetes. Patients Edu counsel. 2004; 53: 319-324.
– Figar S, Galarza C, Petrlik E, Hornstein L, Rodriguez G, Waisman G, et al. Effect of education on blood pressure control in elderly persons. American Journal of Hypertention. 2005; 19: 737-743. 9 – Bodenheimer T, Wangner EH, Grumbach K. Improving primary care for patients with chronic illness: the chronic care model. JAMA. 2002; 288(15): 1909-1914.
– Cote J, Cartier A, Robichaud P, Boutin H, Malo JL, Rouleau M, et al. Influence of asthma education on asthma severity, quality of life and environmental control. Can Respir J. 2000; 7(5): 395400.
– Gibson PG, Powell H, Wilson A, Abramson MJ, Haywood P, Bauman A, et al. Self-management education and regular practitioner review for adults with asthma. The Cochrane Database of systematic Reviews. 2009; 3: 12.
– Marks GB, Dunn SM, Woolcock AJ. A scale for the measurement of quality of life in adults with asthma. J Clin Epidemiol. 1992 May; 45(5): 461-72.
– Anderson KI, Burckhardt CS. Conceptualization and measurement of quality of life as an outcome variable for health care intervention and research. Journal of Advanced Nursing. 1999; 29(2): 298-360. 14 – Strine WT, Chamman PD, Balluz SL, Moriarty GD, Mokdad HA. The Associations Between Life Satisfaction and Health-related Quality of Life, Chronic Illness, and Health Behaviors among U.S. Community-dwelling Adults. Community Health. 2008; 33(1): 40-50.
– Ford ES, Mannino DM, Homa DM, Gwynn C, Redd SC, Moriarty DG, et al. self reported asthma
and health related quality of life. Chest. 2003; 123(1): 119-127.
– Shahryar B, Yarandi N, Ahmadi Z, Hoseini Z. [The effect of Respiratory exercise on quality of life asthmatic patients]. Iran Journal of Nursing. 2004; 17(38): 16-24. (Persian)
– Ram SF, Picot J. Benefits of regular exercise in the treatment and management of bronchial asthma. Evidence-base Sports Medicine. 2007; 12(2): 243-246.
– Costa Mdo R, Oliveira MA, Santoro IL, Juliano Y, Pinto JR, Fernandes AL. Educational camp for children with asthma. J Bras Pneumol. 2008 Apr; 34(4): 191-5.
– Griffiths C, Motlib J, Azad A, Ramsay J, Eldridge S, Feder G, et al. Randomised controlled trial of a lay-led self-management programme for Bangladeshi patients with chronic disease. Br J Gen Pract.
2005 Nov; 55(520): 831-7.

Effect of two educational models based on compliance and empowerment on the quality of life of patients with asthma

Nassehi A (MSc.) – Borhani F (Ph.D) – Abbaszadeh A (Ph.D) – Arab M (MSc.) – Samareh-fekri M (MD).

Introduction: Quality of life of patients with asthma is affected by many factors including the lack of knowledge about the disease. Different training methods with different outcomes have been applied to improve the quality of life of these patients. The aim of this study was to design to investigate and compare the effect of two educational models based on compliance and empowerment on the quality of life of patients with asthma.
Methods: In this s quasi-experimental study, the effect of two educational models on quality of life of 70 patients with asthma was assessed. The samples were randomly assigned into two groups. The training was based on the compliance model (CM) and patient empowerment model (PEM) in each group. Both groups completed the asthma quality of life questionnaire before the intervention and eight weeks after it. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics.
Results: The mean age of the patients was 47.6 years in the CM group and 44.5 years in PEM group. The mean scores for overall and dimensions of quality of life and self management knowledge were not significantly different between the groups before and after the intervention (P>0.05). Significant increase in the mean scores of overall and dimensions of quality of life and self management knowledge after the intervention in comparison with the scores before the intervention in both groups was reported (P<0.05).
Conclusion: Both training methods improved quality of life patients with asthma. The role of education in order to improve the quality of life for patients with asthma should be considered by health care team members especially nurses.

Key words: Compliance-based educational model, empowerment educational model, quality of life, patients with asthma

Received: 19 February 2013 Accepted: 11 May 2013

-137154568


پاسخ دهید